تبليغاتX
مقصد پرواز است

مقصد پرواز است
 
گاهی برای در معرض نقد گذاشتن اندیشه هایمان

خداقوت
همه ما همینطوریم،گاهی اشتباه، گاهی لجبازی ...معصوم که نیستیم.مهم این است که چه قدر تلاش میکنیم که بنده باشیم.
درست است که زیر بار اجرای طرح یارانه ها تحت فشاریم و قیمت ها هوش از سرمان پرانده اما من یکی نمیتوانم بگویم اگر جای تو بودم بهتر بود اوضاع.
ستاد برایت تشکیل دادیم...پوستر و عکس پخش کردیم...مناظره کردیم...شبه هم جواب دادیم...فحش  هم شنیدیم...اما نماز حاجت هم خواندیم
روز موعود تقدیر مملکت را به دست صاحبش سپردیم و با "ادرکنا یا اباصالح" خانه را به مقصد حوزه رای گیری ترک کردیم...یادش بخیر


گرچه اکنون 6سال پر از تلخی و شیرینی گذشته، اما آن زمان، تقدیر ما اینگونه رقم خورد و تو شدی رییس جمهور...

میدانم خیلی ها از شعارهای آنوقتشان برگشتند خیلی ها تحمل نزدیک شدن به عدالت را نداشتند،خیلی ها حساب و کتابهای مادیشان جورنشد،...و همه اینها اضافه شد بر دشمنیهای باتو...

اما این را هم میدانم که مملکت گردان اصلی حواسش هست که غلطهایمان را لاک بگیرد... و میدانم که میدانی دعای مادران شهدا لحظه به لحظه باتو بود...

گاهی که میترسیدم نکند اشتباه کنی یاد مادران رنج کشیده شهدا می افتادم، دعایت میکردند چون حامی رهبر میدیدندت...

اما من هنوز هم قرص و محکم میگویم بهترین انتخاب را کردم و روزهای با صفا و معنویتی را که در ستاد دانشجویی طلابت گذراندم را به یاد دارم، و مطمئنم آقا همیشه حواسش به ما بوده...

فرزند ملت خدا قوت
این عکس برایم پراز خاطره بود...و تا پایت جای پای "ولی" است در دل ما جاداری...و برای من هنوز همان محمود احمدی نژاد ریشه کن فقر و فسادی..
یار رهبری خداقوت

خداقوت بسیجی



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 توسط صدیقه سلطانی نژاد(فاطمه اشجع)

ما از شلوغی خیابان‌ها،
از دلهره‌ی صورتک‌های غریبه،
از داد و از دود،
مثل جنگ‌زده‌ها پناه می‌آوریم به خیمه‌ی خانه،
که ستونش شمایید

هم شمایی که دست‌هایتان معطر از مریم است
-گرچه مایع ظرف‌شویی مهربانی بلد نیست-
و چشم‌هایتان که مأمن پرنده‌ها
-گرچه کم‌کم مهمان عینک شده‌اند-

«خانه، بی شما خانه نیست»



-روز زن و مادر مبارک

برچسب‌ها: مادر
نوشته شده در تاريخ شنبه 23 اردیبهشت1391 توسط صدیقه سلطانی نژاد(فاطمه اشجع)


برچسب‌ها: فاطمیه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 توسط عبدالله اشجع

چند شب پیش به همراه همسرم به دیدن فیلم قلاده های طلا به کارگردانی ابولقاسم طالبی رفته بودیم


نکاتی که در مورد فیلم به ذهنم می رسد را می نویسم تا دوستان نیز نظر خودشان را بدهند.

اول اینکه میزان اطلاعات و کدهای خبری فیلم به نظر من زیاد بود، مخصوصا اگر یک بیننده کمتر مطلع فیلم را می دید این مشکل پیش میامد که از یک فیلم معمول اطلاعات بیشتری در فیلم منتقل می شد.

این را هم خودم احساس کردم و هم سکوت مطلق سالن پر سینما و نیامدن صدای پفک و چیپس و ... موید آن بود. (کما اینکه خودمان هم نخوردیم!)

این نکته هم خوب است و هم بد، خوبی اش این است که مخاطب این احساس را ندارد که فیلم محض تفریح صرف است و او این وقت را دارد که حین فیلم هر کاری بکند (علی الخصوص صحبت کردن و خوردن!) لکن به نظرم خوب است استراحت گاه هایی برای نفس تازه کردن در فیلم وجود داشته باشد تا ذهن مخاطب بتواند حوادث و اطلاعات را جمع بندی و تحلیل کند، این همان نکته ای است که به نظرم فیلم کم داشت، مثلا صحنه ای که خانواده دور هم بودند یا دکتر رخ صفت قلیان می کشید از همین نوع لحظات بود که به نظرم اگر بیشتر بود بهتر بود.

دوم اینکه ...


برچسب‌ها: سینما, طالبی, ‌قلاده های طلا, فیلم, نقد

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 24 فروردین1391 توسط عبدالله اشجع

برچسب‌ها: فاطمیه

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه 19 فروردین1391 توسط صدیقه سلطانی نژاد(فاطمه اشجع)

در این لیست سعی کردیم علاوه بر معیارهای معمول، کارآمدی و تخصص، عدم سیاسی بازی، عدم ایجاد انشقاق و چند دستگی و جناح بازی را مدنظر بگیریم

سعی کردیم انتخابمان جامع باشد و توجه به کار و دوری از حاشیه را مد نظر داشته باشیم

در صورتی که سوال یا نقدی داشتید تماس بگیرید


به امید حضورمان برای ظهورش


برچسب‌ها: انتخابات, مجلس

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 12 اسفند1390 توسط عبدالله اشجع

اسلام براى نماز جمعه، خيلى اهميت قايل است و من امروز فكر كردم بعضى از رواياتى را كه در باب نماز جمعه هست، بخوانم، تا ببينيد چه‌قدر اين مراسم هفتگى مهم است.

از قول پيامبر خدا(صلّى‌اللَّه‌عليه‌واله) نقل شده كه فرمود: «من كان يؤمن باللَّه و اليوم الاخر فعليه بالجمعه يوم الجمعه»(1). يعنى هر كس كه ايمان دارد، در روز جمعه نبايد نماز جمعه را فراموش كند.


به امید حضورمان برای ظهورش


برچسب‌ها: نماز جمعه

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 14 بهمن1390 توسط صدیقه سلطانی نژاد(فاطمه اشجع)


گزارشی از متن و حاشیه دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده شهید مصطفی احمدی روشن


مهدی قزلی
سرم را تكیه داده بودم به شیشه‌ی ماشینی كه از لابه‌لای اتومبیل‌های توی خیابا ن به سرعت می‌رفت تا به موقع برسیم خانه‌ی مصطفی؛ به موقع یعنی زودتر از رهبر انقلاب.




مصطفی سر جمع 7 ماه و 7 روز بزرگتر از من بود و  پسرش هم تقریباً هم‌سن دخترم. فكر كردم به اینكه اگر اتفاقی – مثلاً تصادف- برایم پیش بیاید حال خانواده‌ام چطور خواهد شد؛ پدر، مادر، همسر، دخترم، برادرها و بقیه. از روی محبت، هیچ دلم نخواست كه تصورشان بكنم؛ ولی چند دقیقه‌ی بعد قرار بود برسم به خانه‌ی جوانی هم‌ریش و هم‌سن‌وسال خودم كه اتفاقی برایش افتاده و حال خانواده‌اش را تصویر كنم. خانواده‌ای كه دیگر او را نخواهند دید.

ماشین در ترافیك سنگین از بیت رهبری در انتهای فلسطین آمده بود تا اول پاسداران و در خیابان گل نبی و ترافیكش – همان‌جا كه ماشین مصطفی را منفجر كردند- سر از شیشه‌ی ماشین برداشتم. فكر كردم اگر به لطف رانندگی! راننده‌مان همین الان نمیریم بالاخره گریزی هم از تقدیر همیشگی و همگانی حضرت حق نداریم. یك لحظه فكر اینكه آدمی مثل مصطفی چقدر می‌تواند خوشبخت و خوش‌عاقبت باشد، از جا پراندم. این ماجرا زاویه‌ی دید صحیح می‌خواهد. از این زاویه همه‌اش شور است و حماسه.

وقتی ماشینمان -به لطف خدا البته- رسید به نزدیك خانه‌ی مصطفی دیگر حال‌گرفتگی مسیر را نداشتم. فكر كردم نباید دلسوز خانواده‌اش باشم بل باید غبطه‌خور خودش بشوم. حاشیه زیاد رفتم، خانواده خانه نبودند!

ادامه گزارش

لینک این مطلب در سایت معظم له


به امید حضورمان برای ظهورش

برچسب‌ها: جهاد, شهادت, مصطفی احمدی روشن, حضرت آقا

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 4 بهمن1390 توسط صدیقه سلطانی نژاد(فاطمه اشجع)

"مصطفی" شد آسمانی اهل این دنیا نبود

مردهای مرد را آغاز و پایان "روشن" است

زخون روشن، روشن شد راه شهادت باز است

کسی که پر در بیاورد لایق پرواز است


همان شب که از مسجد دانشگاه شریف برگشتیم منزل قصد داشتم بنویسم که توفیق نشد....

اما دیر نشده هنوز و دیر نخواهد شد 

شهید سنگر علم و عمل

شربت احلی من العسل

گوارایت باد


به امید حضورمان برای ظهورش




برچسب‌ها: مصطفی احمدی روش, شهادت, دانشگاه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 26 دی1390 توسط صدیقه سلطانی نژاد(فاطمه اشجع)
180 روز پس از تسخیر لانه جاسوسی و 5 روز پس از شکست حمله نظامی به طبس و چهار ماه پیش از شروع جنگ، 10 اردیبهشت 59 ساعت 11:32، 6 مرد مسلح که صورت خود را پوشانده بودند با حمله به سفارت ایران 26 نفر را به گروگان گرفتند؛ حادثه ای که در نهایت با کشته شدن 2 تن از گروگان ها و 5 تن از گروگان گیران به پایان رسید...




به امید حضورمان برای ظهورش

برچسب‌ها: سفارت ایران, انگلیس, گروگان گیری, BBC

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 آذر1390 توسط عبدالله اشجع

اگر برای کار خودتان ارزش قایلید کارتان را مجانی در اختیار کسی قرار ندهید. تنها خاصیتش این است که نشریه تان زیر دست و پا می افتد. البته در شرایط خاص و به ضرورت یا کار خاص مثلا ویژه نامه فلان همایش که از قبل آماده شده مشکلی در عرضه رایگان نیست و مخاطب نیز تفاوت این دو حالت را می فهمد. بگذارید نشریه تان همواره مخاطب را تشنه نگه دارد. به قول استادی می گفت اگر برنامه تان 150 نفر مخاطب دارد در سالن 100 نفری برگزار کنید تا 50 نفر سر پا بایستند. بعد از مراسم خواهند گفت: جا برای نشستن نبود. حالا اگر همان را در سالن 500 نفری برگزار کنید خواهند گفت: سالن خالی بود! نشریه را کمتر از میزان مورد تقاضا در دسترس قرار دهید. تشنگی ایجاد کنید. نباید در هر دفتر و قسمتی نشریه اضافه پیدا شود. البته هدیه دادن نشریه به افراد خاص برای جذب آنها را نیز مد نظر داشته باشید.


به امید حضورمان برای ظهورش


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 آبان1390 توسط عبدالله اشجع

اولین بار که راهی شدم رفتم که سیراب شوم و دلم آرامتر،اما انگار فقط هوای تو،فقط عظمت تو فقط طواف تو،فقط حتی تنفس هوای حرم امنت ویا نگاه به گوشه گوشه ی خانه ات دل میگیرد

هرچه در مدینه جگرم از غربت سوخت و گریه امانم را برید و مادر راصدازدم اما صدایی نشنیدم در حرم امنت آرامم کردی،آرامشی که جز در حرم عباست دیگر سراغم نیامد

 در مکه هتل برایم مثل قفس بود

کاش حتی برای خواب سرم بر سنگفرش حرمت بود...

باورم نمیشود که سفرتمام شد،یعنی باید برگردیم؟!


اما برگشتن همانا و تشنه تر شدن و هرلحظه از این سرچشمه زلال دورتر شدن همان

حالا برگشتم و دل آرام نگرفت که هیچ تلاطم امانش رابریده...

...

رب من،خدای من...


نوشته شده در تاريخ جمعه 13 آبان1390 توسط صدیقه سلطانی نژاد(فاطمه اشجع)

ایجاد بخش هایی مانند سخن شما یا نامه های وارده یا درددل ها و از این دست قسمت ها و پیگیری خواسته های مخاطبین تان و انعکاس نتایج بدست آمده باعث بیشتر شدن اعتماد مخاطبین به شما و بیشتر شدن تعداد مخاطبین می شود. ضمن اینکه با این کار می توانید از بین مخاطبین تان استعداد یابی کرده و همکاران جدیدی به نشریه اضافه کنید. مسابقات نیز راه کار دیگری است. به شرط آنکه برگزاری آن درست و کامل انجام شود. مثلا با برگزاری یک مسابقه شعر و با یک جایزه مناسب می توانید بخش زیادی از استعداد های شعر داخل دانشگاه را شناسایی کرده و همچنین یک ویژه نامه با شعر های برگزیده تولید کنید و منتخبین را به همکاری دعوت نمایید.


به امید حضورمان برای ظهورش


نوشته شده در تاريخ جمعه 6 آبان1390 توسط عبدالله اشجع
یک نشریه حرفه ای برای ارتباط با خوانندگانش کانالهای ارتباطی متعدد و سهل الوصول ایجاد می کند. تلفن، پیامک، ایمیل، وبلاگ یا وب سایت و ... همه ی اینها باعث می شود تا خواننده شما بتواند مستقیما با شما در ارتباط باشد و نظرات و پیشنهادات خود را ارسال کند و یا حتی در تولید مطالب با شما همکاری کند. در صورت امکان مطالب خود را بر روی یک وبلاگ یا وب سایت قرار دهید تا برای دیگران از طرق دیگر قابل دسترسی باشند. همچنین در واقع در حال ایجاد یک آرشیو واقعی از مطالبتان هستید که هر کسی در هر زمان می تواند به مطالب نشریات قبلی دسترسی پیدا کند.


به امید حضورمان برای ظهورش


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 مهر1390 توسط عبدالله اشجع

استفاده از تبلیغات نه حرام است نه بد، فقط شروطی دارد. از این امکان برای بیشتر شدن در آمد هایتان استفاده کنید. همچنین استفاده از اسپانسر ها نیز همینگونه است. فقط مواظب باشید نوع تبلیغات تان و یا اسپانسر هایتان با محتوای نشریه تان متناسب باشد. یک نشریه فرهنگی با تبلیغ ساندویچ فروشی و یا یک نشریه سیاسی با یک اسپانسر حزبی. در حالت اول کلاس کاری خودتان را پایین آورده اید و در حالت دوم خواسته یا ناخواسته به ابزار آن حزب برای تأمین منافعش تبدیل شده اید.


به امید حضورمان برای ظهورش


نوشته شده در تاريخ شنبه 16 مهر1390 توسط عبدالله اشجع

نشریه یک نفری که نمی شود، باید یک تیم باشید. اگر یک نفری بخواهید نشریه بزنید قید درس را باید بزنید. یک تیم خوب و منسجم و تقسیم وظایف مناسب باعث می شود به کسی فشار نیاید و همه از کار لذت ببرند. مدیر مسئول، سردبیر، مدیر فنی، دبیر تحریریه، مدیر داخلی، مسئول بخش توزیع، گرافیست و صفحه آرا از پستهایی هستند که باید در نشریه تان برای آن نیرو داشته باشید. ضمن اینکه در بخش تحریریه سرویس های مختلف دبیر خودشان را دارند. حواستان به کسانی که وعده می دهند و کار نمی کنند باشد. اینها چرخ دنده های کندی هستند که کل سیستم را کند می کنند و دیگران را خسته. همیشه چند برابر مورد نیاز باید مطلب داشته باشید و از بین آنها به گزینی کنید. وقت کافی برای طراحی نشریه کنار بگذارید اگر در بخش گرافیک و صفحه بندی خودتان نیروی داخلی که بتواند وقت بگذارد ندارید حتما از نیروهای متخصص بیرون دانشگاه استفاده کنید زیرا کار شما را بسیار حرفه ای تر می کند.


به امید حضورمان برای ظهورش


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 مهر1390 توسط عبدالله اشجع

اوصیکم بالنظم فی الانتشار و نظم در انتشار و نظم در انتشار! مخاطب را گیج نکنید، کی باید منتظر نشریه شما باشد؟ یکشنبه ها صبح؟ دوشنبه ها عصر؟ کی؟ نظم در انتشار باعث می شود مخاطب بداند که کی باید منتظر انتشار نشریه شما باشد. ضمن اینکه یک حالت شرطی شدن نیز برای مخاطب دارد. یعنی در روز خاص و موعد خاص احساس می کند که یک چیزی کم است. یا ناخودآگاه منتظر چیزی است. رقیبان شما را نیز تحت فشار می گذارد که فردا چه خواهد شد و چه خواهد آمد. نشریه معتبر و پرمخاطب نمی تواند هر زمان که شد بیرون بیاید. پس در زمان انتخاب دوره انتشار به پتانسیل خودتان دقت کنید. اگر نمی توانید هفته نامه بزنید خب دو هفته نامه بزنید و اگر نمی توانید ماهنامه. ولی در هر حال در زمان انتشار راس روز موعد و در محل همیشگی نشریه شما باید روی میز انتشار باشد.


به امید حضورمان برای ظهورش


نوشته شده در تاريخ شنبه 26 شهریور1390 توسط عبدالله اشجع

با طنز می توانید به مخاطب مخالفتان نزدیک شوید، می توانید مؤدبانه او را زیر سوال ببرید یا بی ادبانه به او فحش بدهید ولی او باز هم نشریه شما را خواهد خرید. جذابیت طنز تا آن حد است که یک نشریه طنز را همه می خرند، موافق و مخالف. ضمن اینکه با طنز میتوان بسیاری از مطالب را که به نوعی خطوط قرمز هستند به بازی گرفت. مثلا دانشگاه به نوشتن در مورد رئیس دانشگاه بسیار حساس است و گوش نشریه ای که مقالاتی اینچنینی بنویسد را می پیچاند ولی شما می توانید همان حرفها را در قالب طنز به خورد خود رئیس دانشگاه بدهید و ضمن اینکه خنده ای بر لب او آورده اید او را حسابی بسوزانید و یا متوجه مشکل کنید. البته حواستان به تفاوت طنز با هجو و هذل باشد.


به امید حضورمان برای ظهورش


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 شهریور1390 توسط عبدالله اشجع

در جهان امروز که آداب و رسوم و یا باورها و اعتقادات از مهمترین مولفه های سازنده فرهنگ های بشری اندو محو و نابود سازی آنها- ظاهرا- به راحتی میسر نیست، با خطر و چالش بزرگی به نام "رسانه" روبرو است. تردیدی نیست که آداب و سنن، پایه هایی قوی و چند هزار ساله در یک ملت دارند و حتی مردم در برخی مواقع با پذیرش ادیان جدید کمتر نمادها، آداب و سنن خود را فراموش می کنند و در این جاها به اصطلاح آن را به نوعی استحاله می کنند امروزه و در عصر حاضر تمامی آداب و سنن و یا باورهای بشری در معرض هجوم آدابی  هستند که نه ریشه های اخلاقی دارند و نه ریشه های انسانی.

گم گشتگی فرهنگی چگونه بوجود می آید؟ شخصیت های رسانه ای، گفتار اخلاق بشری را تحت تاثیر قرار می دهند. ایجاد تکیه کلام ها، فیگورها و تیپ های رسانه ای جدید و تقلید مخاطبان از آن باعث جایگزین شدن این ها با نمادهای گذشته در ذهن مخاطب می شود. به این ترتیب مخاطب حتی حافظه تاریخی نسل خود را از دست می دهد.

تلویزیون یکی از پرقدرت ترین، جهان شمول ترین، ارزان ترین و فراگیرترین رسانه های امروز جهان است که ضمن اذعان بر جنبه های مثبت آن همچون اطلاع رسانی و ... برخی ویژگی هایی دارد که قابل تامل است



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 6 شهریور1390 توسط صدیقه سلطانی نژاد(فاطمه اشجع)

در شرکتهای بزرگ کلی هزینه و وقت می گذارند تا نام تجاری خوبی انتخاب کنند، راحت تلفظ شود، تک سیلابی باشد، در ذهن بماند و ... نام یک نشریه در واقع یک برند تجاری است، باید همه این خصوصیات را داشته باشد. ضمن اینکه آرم نشریه نیز همین حالت را دارد یعنی باید جذاب و به خاطر ماندنی باشد. باید از فاصله دور ظاهر نشریه شما و نام آن برای همه آشنا باشد. این خودش یک تبلیغ مجانی برای نشریه شماست. ضمن اینکه در تولید آرم نشریه باید دقت شود که استفاده از گرافیک های مفهومی مرسوم نیست بلکه بازی با اسم خود نشریه و حروفش است.


به امید حضورمان برای ظهورش


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 6 شهریور1390 توسط عبدالله اشجع
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک، تغییرات خودم!